۱۳۹۹ اسفند ۳۰, شنبه
۱۳ دارد تمام میشود
›
دوباره نشستهم روی مبل سبز، در آخرین ساعتهای تاریخی که تمام زندگیام را تا اینجا گرفته بود. چند ساعت دیگر ۱۳۰۰ تمام میشود و منِ «مناسبتی»...
۱۳۹۹ اسفند ۱۹, سهشنبه
اولین نوشته در خانهی جدید در شب تولدش
›
دراز کشیدهام روی تشکی نو، در خانهای که هنوز تویش زندگی نمیکنم، سرم را گذاشتهام روی بالشی که همین امروز صبح از خانهی قبلی ــ یا فعلی ــ ...
۱۳۹۹ بهمن ۱۵, چهارشنبه
چند تا ستارهی تکراری آن وسط
›
نمیدانم اسمش تمایل است یا استعداد ولی خوب بلدم کارهای دلخواهم را تبدیل کنم به کارهای مرارتبار. خواندن را که زمانی دوست داشتم تبدیل کنم ب...
۱۳۹۹ بهمن ۴, شنبه
پایان ۳۳
›
هر سال اینموقعها که میشود تصمیم میگیرم لحظهی تمام شدن قبلی و شروع شدن سال بعدی را جوری بگذرانم که بشود مبنای سال، که مثلاً همهی سال ...
۱۳۹۹ دی ۲۵, پنجشنبه
جالینوس
›
اسم این وبلاگ از یک بیت دیوان شمس است. چون دید جالینوس را نبضش گرفت و گفت او ...
۱۳۹۹ دی ۵, جمعه
نشنیدن رعد و برق
›
ساعت ۱۲:۵۹ است. حالا شد یک. چند ساعت پیش بقیه نوشته بودند رعدی و برقی زد که همه را ترسانده و من نمیدانم اینجا نزد یا من نشنیدم. هر کدام ک...
۱۳۹۹ آذر ۱۷, دوشنبه
پراکنده و بیهدف
›
بیرون برف میآید. من نشستهام پشت میز ناهارخوری خانهی والدین و فکر میکنم چه پستی میشود نوشت؟ حال مامان بهتر است. بابا فردا باید برود آنژ...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب