۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه

تنانگی

با «س» حرف زدم چند وقت پیش. اولین حرف‎های جدی بعد از چند سال. جدا از این‌که چقدر دلم برای یکی که بشود با او حرف زد تنگ شده بود، بحث‌مان رفت سمت گفتن از تنانگی. از پنهان‌کاری‌های معمول در نوشتن‌های عمومی وقتی بحث به بدن می‌رسد. اولین آشنایی من با او اصلا همین بود. متنی کاملا تن محور که یک اسم زیرش خورده بود و آن اسم بعدا واقعیتی پیدا کرد به شکل «س». 
از تن گفتن سخت است چون عادت نداریم. همه هر روزه درگیرش هستیم. به‌طور خاص درگیر بعد جنسی‌اش. از خودارضایی و جذب جنسی به یک نفر توی خیابان گرفته تا برخوردهای لحظه‌ای با کراش‌های پنهان و آشکارمان تا سکس و بوسه و نگرانی‌هایمان از توانایی و ظاهرمان از همین حیث. 
سعی می‌کنم اینجا بیشتر بگویم. «س» می‌گفت محافظه‌کارتر شده و دارد هی کمتر بروز می‌دهد و کمتر اسم می‌نویسد. من توی ذهنم می‌خواهم جبران کنم و همین شد که اینجا اسمم را اضافه کردم. اینجا از تنم و رابطه‌اش با خود و دیگران می‌نویسم. 
کیوان هستم. عمیق‌ترین لذت‌هایم در بوسه بوده و آغوش. در کشف تن دیگری همراه با ذهنش.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر