۱۴۰۰ مهر ۶, سهشنبه
نامرتب
›
یخچال تقریباً خالیست. روی میز هال بههمریختهست. اتاق کار خاکگرفته، حمام کثیف و اتاقخواب لُخت است. اینها چند چند هفتهایست که همیناند...
۱۴۰۰ مرداد ۱۰, یکشنبه
سیاهچاله
›
۱. سیاهچاله تعریف زمان را دچار اختلال میکند. این را چند روز پیش در جستاری خواندم. نوشته بود تعریف اینیشتینی از زمان حفرههایی در خودش دار...
۱۴۰۰ تیر ۱۲, شنبه
پارههای اسم - شاید ۱
›
خانم م. امروز توی چت وسط جملهاش گفت «کیوان» و جا خوردم. یک ساعت بعد اسمم را گوشهی وبلاگ دیدم و دوباره دلم لرزید. اسمم که به خودم وصل میشو...
۱۴۰۰ تیر ۱۰, پنجشنبه
دربارهی اصول
›
به آ. گفتم دربارهی رابطهی عجیبم با اصول برایش مینویسم. بعد تصمیم گرفتم بیارمش اینجا. به قبل که فکر میکنم، به قدیمیترینها، یک اصل به ذه...
۱۴۰۰ خرداد ۲۸, جمعه
میدانم پشیمان خواهم شد
›
باباجون پدربزرگم بود. پدر مادرم. باباجون که حالش بد شده بود، آن چند سالی که رو به سرازیری بود و میدانستیم چیزی شروع شده که جلوی پایانش را...
۱۴۰۰ اردیبهشت ۳, جمعه
تابولا راسا
›
لوح سفید. نیاز به پایان جهان دارم برای شروع دوباره. شنبه کافی نیست. دیروز الف از بین راههایی که برای بهتر شدن حال من پیشنهاد میداد یکیاش ...
۱۴۰۰ فروردین ۳۰, دوشنبه
نوشتن یک تکهاش هم به نظرم زیادی است
›
من ماندهام و تنهایی و درد دیگرانی که از درد خودم به من نزدیکتر است. این را از پست قبل برداشتم و گذاشتم اینجا که بگویم هنوز همانم. نشستهام...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب