برون قاعده
۱۳۹۵ اسفند ۷, شنبه

فکر ترسناک

›
وارد رابطه‌ی جدیدی شده‌ام. هنوز نمی‌دانم می‌شود اسمش را گذاشت رابطه یا نه ولی جدی‌ترین چیزی بوده که بعد از ا.و شروع کردم. چند شب پیش کنار ...
۱۳۹۵ مرداد ۳, یکشنبه

تسلیم شده‌ام

›
۱. چند  روزی است آدم‌هایی می‌بینم بسیار شبیه او. دیروز توی کافه‌ای منتظر بودم یک قرار کاری شروع شود و دختری آمد تو که انگار خودش بود. شاید...
۱۳۹۵ خرداد ۲۲, شنبه

از صداقت

›
عاشق بازی‌کردن بودم. می‌گویم بازی کردن ولی صادقانه‌ترش احتمالا بازی دادن است. انتخاب واژه و نگاه و مکث ثانیه‌ها برای رسیدن به آنچه خ...
۱۳۹۵ خرداد ۱۰, دوشنبه

کاش شانه بودم

›
دوست بودن را کم آورده‌ام در این لحظه. بجا آوردن همه‌ی احساسات و کارهای دوستی را. الان که «س» احتمالا در موقعیتی است که به حضور ملموس یک دو...
۱۳۹۵ اردیبهشت ۳۰, پنجشنبه

گوش اندامی است جنسی

›
می‌گویند مسیر عاشقی از گوش است. اینجا من گوش را می‌گیرم دروازه‌ی ورود سخن و آوا. این روزها شنیدن‌هایمان خیلی کمتر شده و آدم‌ها را بیشتر می...
۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۸, سه‌شنبه

پیشنهادی که مطرح نمی‎شود

›
وقتی می‌گویم توی دبیرستان هیچ‌وقت به دختری شماره که هیچ، حتی پیشنهادی هم ندادم یک عده باورشان نمی‌شود. شروع اولین رابطه‌ام هم همین‌طور بی‌...
۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه

تنانگی

›
با «س» حرف زدم چند وقت پیش. اولین حرف‎های جدی بعد از چند سال. جدا از این‌که چقدر دلم برای یکی که بشود با او حرف زد تنگ شده بود، بحث‌مان رف...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب
با پشتیبانی Blogger.