۱۳۹۵ اردیبهشت ۳۰, پنجشنبه

گوش اندامی است جنسی

می‌گویند مسیر عاشقی از گوش است. اینجا من گوش را می‌گیرم دروازه‌ی ورود سخن و آوا. این روزها شنیدن‌هایمان خیلی کمتر شده و آدم‌ها را بیشتر می‌خوانیم و گوش و چشم یکی شده از این نظر. این چنین گوش هر کس برایش اندامی جنسی است. البته گوش دیگری هم برای خودش جذابیتی دارد. کنار موهای کوتاه و چشمان سیاه و صورت استخوانی، بیرون زدن گوش از زیر شال و مقنعه هم از آن چیزهایی است که میزان جذابیت را مشدد می‌کند. متاسفانه ولی این چند وقت فقط گوش‌های دیگران گاهی نظرم را جلب کرده‌اند و گوش‌های خودم کم‌کم دارند خشک می‌شوند می‌افتند زمین. شاید در یک سال گذشته یک بار شد که با دوستی بیرون رفتم و از شنیدنش گوشم جنبید. حرف کم نمی‌آوردیم و یادم می‌انداخت که آخرین عشق چقدرش به همین شنیدن و گوش دادن اتفاق افتاده. این آدم‌ها ولی متاسفانه کم‌اند. آن‌هایی که می‌نویسند و از راه چشم وارد شده‌اند جزو دسته‌ی پست قبلی هستند و جرئت نزدیک شدن ندارم و دیگرانی که به طریقی نزدیک شده‌ایم و راه به معاشرت حضوری کشیده کم می‌گویند یا اشتراک‌مان توی گفته‌ها و چیزی که می‌خواهیم از هم بشنویم کم است. 
خلاصه که بد دردی است این که بدانی چه محشری می‌تواند برپا شود و بمانی سر دوراهی که تا محشر صبر کنی یا به اندام‌های دیگر دل خوش کنی و به کمتر رضایت دهی.
از من به شما نصیحت که درونیاتتان را بریزید بیرون. حیف است زیر حجاب قایمشان کرده‌اید. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر