اسم این وبلاگ از یک بیت دیوان شمس است.
چون دید جالینوس را نبضش گرفت و گفت او
دستم بهل دل را ببین رنجم برون قاعدهست
آن روزها از دیوان سعدی شروع کرده بودم بیت به بیت جلو رفتن. از هر غزل یک بیت جدا میکردم و میگذاشتم توی یک فایل. سعدی که تمام شد رفتم سراغ حافظ و بعد رسیدم به دیوان شمس. یادم نیست شمس را هم تا آخر رفتم یا نه. به هر حال الان دیگر فایل را گم کردهام. امیدوارم روزی لای فایلهای قدیمیام پیدایش کنم اما اگر هم پیدا نشود از این یک بیت مطمئنم. بیتی که همین دو کلمهاش اینجا مانده.
این دو کلمه را از شعر که بیرون آوردم نزدیکتر شدند به خودم. برون قاعده برای من رنج نیست، بیشتر خودم است. آن چیزیست که دوست دارم باشم و میترسم از بودنش. اصلاً همین شد که از اول آمدم اینجا بنویسم؛ که بتوانم راحتتر بیرون قاعدهها باشم. در جایی دور از دسترس و پنهان از نگاه دیگران. ترسو بودم که بیرون قاعدهام را بردم گذاشتم در یک گنجه و درش را قفل کردم؟ شاید. اما همین بیرون آوردنش از ذهن برایم کار سختی بود.
امروز «ن» گفت «صریحی، در عمل». گفتم «امیدوارم» ولی راستش توی دلم میترسم که نیستم. دوست داشتم در عمل و حرف و واقعیت و مجاز ــ اگر نه همانقدر که توی سرم هستم، حداقل آنقدر که اینجام ــ درون و بیرونم شبیهتر به هم باشد. که وقتی توی سرم دلم نمیخواهد به قاعدهی معمول باشم، وقتی دلم چیز دیگری میخواهد و این خواستن با هیچ کدام از ارزشهای درونیام تضاد ندارد، آن قاعدههای دیگر را بگذارم کنار و بروم سراغش.
بیشترین جایی که این شبیه نبودن دیده میشود توی روابط است. چه رابطهی عاطفی، چه رابطههای جسمی/جنسی، چه آنها که افلاطونیاند و چه حتی روابط خانوادگی. در همهشان یکجور خودمحوری هست و یکجور قدرتطلبی، در همهشان یکجاهایی زود خسته میشوم و میخواهم ببُرم، در همهشان یک درگیری همیشگی هست بین آن چیزی که دارم و آن چیزهایی که میخواهم داشته باشم. در همهشان میخواهم بیرون قاعده باشم و در عین حال همه ازم راضی باشند. میخواهم قاعدهی خودم را بگذارم و باقی هم به این قاعده بازی کنند. این خواستم است. ولی در واقعیتِ رفتاریام چون حدس میزنم (و حتی امتحان نمیکنم) که دیگران حاضر به بازی در بیرون قاعده نیستند و من هم نمیخواهم ناراحتشان کنم، یک جایی میایستم که نه درون است و نه بیرون. یعنی در بدترین جای جهان برای خودم و همهی دیگران: روی نقطهی بلاتکلیفی.
حالا حتی پایان این نوشته هم بلاتکلیف است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر